داستان برند چیست؟ راهنمای جامع نوشتن داستان برند جذاب(2025)

چطور یک داستان برند بنویسیم؟

فهرست مطالب

مقدمه: چرا داستان برند قلب بازاریابی شماست؟

تصور کنید بیلبو بگینز، هابیت شجاع، بدون ماجراجویی‌اش در سرزمین‌های پر از اورک و اژدها چه بود؟ یا مری پاپینز بدون جادوی موسیقی و داستان‌هایی که خانواده‌ای بی‌محبت را به هم نزدیک کرد؟ داستان‌ها ما را مجذوب می‌کنند، احساسات‌مان را برمی‌انگیزند، و در خاطرمان می‌مانند. حالا، فکر کنید برند شما هم می‌تواند چنین داستانی داشته باشد—روایتی که نه‌تنها محصولات‌تان را معرفی می‌کند، بلکه قلب و ذهن مخاطبان را تسخیر می‌کند.

داستان برند (Brand Story) بخشی از بازاریابی است که هویت، ارزش‌ها، و مأموریت برند شما را به شکلی احساسی و انسانی منتقل می‌کند. این داستان، شما را از رقبا متمایز می‌کند، اعتماد می‌سازد، و مشتریان را به طرفداران وفادار تبدیل می‌کند. طبق مطالعه Harvard Business Review، ارتباط احساسی با مشتریان می‌تواند وفاداری آن‌ها را تا 70٪ افزایش دهد. همچنین، روان‌شناس جروم برونر نشان داده که داستان‌ها 22 برابر بیشتر از حقایق و اعداد به خاطر می‌مانند.

در این راهنمای جامع، ما داستان برند را از صفر تا صد بررسی می‌کنیم: از تعریف و اهمیت آن گرفته تا چارچوب‌های داستان‌سرایی، نکات عملی، و مثال‌های واقعی از برندهای جهانی و ایرانی. چه صاحب یک استارتاپ باشید، چه مدیر بازاریابی یک شرکت بزرگ، این مقاله به شما کمک می‌کند داستانی بنویسید که در ذهن مخاطبان ماندگار شود و در صفحه اول گوگل بدرخشد.

داستان برند چیست؟

داستان برند، روایتی منسجم و احساسی است که اصل و اساس یک شرکت، ارزش‌ها، مأموریت، و تأثیر آن بر مشتریان را توضیح می‌دهد. برخلاف تاریخچه شرکت که صرفاً وقایع و دستاوردها را فهرست می‌کند، داستان برند بر چرایی وجود برند تمرکز دارد: چرا این برند به وجود آمده؟ چه مشکلی را حل می‌کند؟ چگونه زندگی مشتریان را بهتر می‌کند؟

به گفته HubSpot، «اگر بتوانید یک داستان برند جذاب بسازید، مخاطبان شما را به خاطر می‌سپرند، با شما همدلی می‌کنند، و در نهایت برایتان ارزش قائل می‌شوند.» داستان برند، صرفاً یک ابزار بازاریابی نیست؛ بلکه ستون فقرات هویت برند شماست که در همه کانال‌ها—از وب‌سایت تا شبکه‌های اجتماعی—منعکس می‌شود.

اجزای کلیدی داستان برند

یک داستان برند موفق شامل این عناصر است:

  • قهرمان: مشتری شما قهرمان داستان است، نه برند. برند شما راهنمایی است که به قهرمان کمک می‌کند.
  • مشکل یا چالش: چالشی که مخاطبان با آن روبه‌رو هستند و برند شما راه‌حلی برای آن ارائه می‌دهد.
  • ارزش‌ها و مأموریت: باورها و اصولی که برند شما را هدایت می‌کنند.
  • سفر و تحول: فراز و نشیب‌های برند و درس‌هایی که آموخته‌اید.
  • دعوت به اقدام (CTA): پیامی که مخاطب را به تعامل با برند تشویق می‌کند.

مثال: برند Patagonia داستانش را حول پایداری محیط‌زیست ساخته است. این برند نه‌تنها لباس‌های باکیفیت تولید می‌کند، بلکه با برنامه‌هایی مثل Worn Wear (بازار لباس‌های دست‌دوم) نشان می‌دهد که چگونه ارزش‌هایش را در عمل پیاده می‌کند.

چرا داستان برند اهمیت دارد؟

داستان‌سرایی برند (Brand Storytelling) به دلایل زیر در بازاریابی مدرن حیاتی است:

  1. ارتباط احساسی: داستان‌ها احساسات را برمی‌انگیزند و اعتماد می‌سازند. طبق Semrush، مشتریانی که ارزش‌های شما را به اشتراک می‌گذارند، احتمال بیشتری دارد که وفادار بمانند.
  2. تمایز در بازار رقابتی: در دنیایی پر از گزینه‌ها، داستان برند شما را منحصربه‌فرد می‌کند. اپل با شعار «فکر متفاوت» (Think Different) خود را از رقبا جدا کرد.
  3. وفاداری مشتری: 68٪ از مشتریان می‌گویند داستان برند آن‌ها را به خرید وفادارتر می‌کند.
  4. افزایش شفافیت: داستان‌سرایی صادقانه، اعتماد مشتریان را جلب می‌کند و برند را انسانی‌تر نشان می‌دهد.
  5. بهینه‌سازی سئو: محتوای داستان‌محور با کلمات کلیدی مناسب، شانس رتبه‌بندی در گوگل را افزایش می‌دهد.

مثال ایرانی: دیجی‌کالا با داستان شروع ساده‌اش—دو برادر که می‌خواستند خرید آنلاین را در ایران آسان کنند—اعتماد مشتریان را جلب کرد و به بزرگ‌ترین فروشگاه آنلاین ایران تبدیل شد.

یک داستان برند و کسب و کار بنویسیم

چگونه داستان برند بنویسیم؟ راهنمای گام‌به‌گام با چارچوب StoryBrand 7

برای نوشتن یک داستان برند که هم مخاطبان را جذب کند و هم در گوگل رتبه‌بندی بالایی داشته باشد، از چارچوب StoryBrand 7 که توسط دونالد میلر پیشنهاد شده، استفاده می‌کنیم. این چارچوب بر اساس اصول داستان‌سرایی کلاسیک طراحی شده و به برندها کمک می‌کند تا روایتی قدرتمند بسازند.

1. یک شخصیت (قهرمان = مشتری)

مشتری شما قهرمان داستان است، نه برند یا مدیرعامل. داستان باید حول نیازها، آرزوها، و چالش‌های او بچرخد. برای این کار:

  • پرسونای مخاطب را بشناسید: سن، جنسیت، چالش‌ها، و آرزوهای مشتریان‌تان چیست؟
  • همدلی نشان دهید: داستان را طوری بنویسید که مشتری خودش را در آن ببیند.

مثال: Spotify با کمپین «Wrapped» داده‌های کاربران را به داستانی شخصی تبدیل می‌کند که هر فرد را قهرمان موسیقی خودش نشان می‌دهد.

2. یک مشکل دارد

هر داستان جذاب به یک چالش یا تضاد نیاز دارد. مشکلات مشتریان‌تان را شناسایی کنید—چه موانع خارجی (مثل کمبود زمان)، داخلی (مثل استرس)، یا فلسفی (مثل نابرابری). HubSpot می‌گوید: «داستان‌ها درباره غلبه بر مشکلات هستند. بدون تضاد، درامی وجود ندارد.»

مثال: Warby Parker مشکل گرانی عینک را شناسایی کرد و با ارائه فریم‌های باکیفیت و ارزان، راه‌حلی ارائه داد.

3. با یک راهنما ملاقات می‌کند

برند شما راهنمای دانایی است که به قهرمان (مشتری) کمک می‌کند. مثل گاندالف برای فرودو یا اوبی‌وان برای لوک اسکای‌واکر، برند شما باید اعتماد و اقتدار را منتقل کند.

مثال: Burt’s Bees با معرفی بنیان‌گذارش، برت، و ویدئوهای «Burtisms» خود را راهنمایی معتبر و صمیمی نشان می‌دهد.

4. به او یک برنامه می‌دهد

مشتریان به یک نقشه راه روشن نیاز دارند. برنامه شما باید گام‌های مشخصی برای حل مشکل ارائه دهد یا احساس ریسک و سردرگمی را کاهش دهد. برنامه می‌تواند شامل:

  • گام‌های ساده: مثلاً «ثبت‌نام کنید، برنامه‌تان را دریافت کنید، شروع کنید.»
  • کاهش ریسک: ضمانت بازگشت وجه یا مشاوره رایگان.

مثال: دیجی‌کالا با فرآیند ساده «جستجو، انتخاب، خرید» و گزینه‌هایی مثل بازگشت کالا، اعتماد مشتریان را جلب می‌کند.

5. او را به اقدام دعوت کنید

بدون دعوت به اقدام (CTA) واضح، مشتریان ممکن است سردرگم شوند. CTA باید مستقیم و انگیزه‌بخش باشد:

  • دکمه‌های «الان بخر» یا «ثبت‌نام رایگان».
  • پاپ‌آپ‌های خروج با پیام‌هایی مثل «قبل از رفتن، تخفیف 10٪ بگیرید!»
  • CTAهای احساسی مثل «به ماجراجویی ما بپیوندید!»

مثال: Airbnb با CTAهایی مثل «تجربه‌ای منحصربه‌فرد رزرو کنید» مشتریان را به اقدام تشویق می‌کند.

6. که از شکست جلوگیری می‌کند

مشتریان باید عواقب عدم استفاده از محصول شما را درک کنند. این کار تنش احساسی ایجاد می‌کند و انگیزه خرید را افزایش می‌دهد. HubSpot توصیه می‌کند: «به مشتری نشان دهید چه چیزی در خطر است اگر راه‌حل شما را انتخاب نکند.»

مثال: اگر نرم‌افزار شما را نخرند، ممکن است هزاران دلار برای ابزارهای ناکارآمد خرج کنند—مثل فرودو که اگر حلقه را نابود نکند، دنیا در تاریکی فرو می‌رود.

7. و به موفقیت می‌رسد

در نهایت، تصویری روشن از موفقیت مشتری پس از استفاده از محصول‌تان ترسیم کنید. این می‌تواند شامل مزایایی مثل صرفه‌جویی در زمان، کاهش استرس، یا بهبود کیفیت زندگی باشد.

مثال: Nike با شعار «Just Do It» به مشتریان نشان می‌دهد که با محصولاتش می‌توانند به اهداف ورزشی و حتی اجتماعی خود برسند.

یک داستان برند و کسب و کار بنویسیم

چارچوب‌های دیگر داستان‌سرایی برند

علاوه بر چارچوب StoryBrand 7، می‌توانید از فرمول‌های زیر برای ساختار داستان‌تان استفاده کنید:

1. ساختار سه‌پرده‌ای

  • پرده اول: معرفی قهرمان (مشتری) و دنیای او.
  • پرده دوم: ایجاد تضاد یا چالش.
  • پرده سوم: حل مشکل با کمک برند شما.

مثال: Google با کمپین «Year in Search» ابتدا چالش‌های جهانی (مثل رویدادهای تراژیک) را نشان می‌دهد، سپس با نمایش جستجوهای الهام‌بخش، راه‌حلی احساسی ارائه می‌کند.

2. ساختار پنج‌پرده‌ای (هرم فرایتگ)

  • معرفی: قهرمان و اهدافش.
  • افزایش تنش: چالش‌هایی که او را متوقف می‌کنند.
  • اوج: لحظه‌ای که قهرمان از محصول شما استفاده می‌کند.
  • کاهش تنش: نتایج مثبت استفاده از محصول.
  • نتیجه‌گیری: موفقیت نهایی قهرمان.

مثال: زعفران گلیران (برند ایرانی) داستان کشاورزی سنتی و چالش‌های کیفیت را نشان می‌دهد، سپس با ارائه زعفران خالص، موفقیت مشتریان را تضمین می‌کند.

3. قبل-بعد-پل

  • قبل: مشکلات فعلی مشتری.
  • بعد: زندگی بهتر پس از استفاده از محصول.
  • پل: محصول شما به‌عنوان راه‌حل.

مثال: دیجی‌کالا مشکلات خرید سنتی (مثل کمبود تنوع) را نشان می‌دهد و خرید آنلاین را به‌عنوان پل معرفی می‌کند.

4. مشکل-تحریک-حل

  • مشکل: چالش مشتری.
  • تحریک: تشدید احساسات مرتبط با مشکل.
  • حل: ارائه محصول به‌عنوان راه‌حل.

مثال: Patagonia با تحریک احساس مسئولیت نسبت به محیط‌زیست، محصولات پایدار خود را معرفی می‌کند.

5. دایره طلایی سیمون سینک

  • چرا: هدف و باورهای برند.
  • چطور: روش‌های تحقق هدف.
  • چی: محصولات یا خدمات.

مثال: اپل با «چرا» (فکر متفاوت)، «چطور» (نوآوری در طراحی)، و «چی» (محصولات خلاقانه) داستانش را تعریف می‌کند.

8 نکته برای تبدیل شدن به یک قصه‌گوی بهتر

برای اینکه داستان برند شما در ذهن مخاطبان ماندگار شود، این نکات را دنبال کنید:

  1. صادق باشید: درباره سختی‌ها و شکست‌های برند صحبت کنید. شفافیت، اعتماد می‌سازد. مثلاً، Patagonia از چالش‌های زیست‌محیطی و تلاش‌هایش برای پایداری می‌گوید.
  2. از بازخورد مشتریان استفاده کنید: داستان‌های واقعی مشتریان (مانند نظرات در دیجی‌کالا) اعتبار داستان را افزایش می‌دهند.
  3. روی نیازهای مشتری تمرکز کنید: داستانی بنویسید که مشکلات خاص مخاطب را حل کند. مثلاً، Warby Parker روی گرانی عینک تمرکز کرد.
  4. جزئیات اضافی را حذف کنید: داستان را ساده و متمرکز نگه دارید. تاریخچه‌های طولانی یا جزئیات بی‌ربط مخاطب را خسته می‌کنند.
  5. زبان احساسی به کار ببرید: از کلماتی استفاده کنید که احساساتی مثل الهام، همدلی، یا قدرت را برانگیزند.
  6. داستان را تست کنید: از تست A/B برای سرفصل‌ها یا CTAها استفاده کنید تا ببینید کدام نسخه بهتر عمل می‌کند.
  7. داستان را در همه کانال‌ها ادغام کنید: از وب‌سایت تا شبکه‌های اجتماعی، داستان باید یکپارچه باشد.
  8. مخاطب را بشناسید: با پرس‌وجو از مشتریان، ارزش‌ها و نیازهایشان را درک کنید و داستان را بر اساس آن‌ها شکل دهید.

مثال‌های موفق داستان برند

  1. Spotify: با کمپین «Wrapped»، داده‌های کاربران را به داستان‌های شخصی تبدیل می‌کند که هر فرد را قهرمان موسیقی خودش نشان می‌دهد.
  2. Airbnb: با کمپین «Made Possible by Hosts»، داستان‌های واقعی میزبانان و مهمانان را به اشتراک می‌گذارد و حس صمیمیت ایجاد می‌کند.
  3. Google: کمپین «Year in Search» با نمایش جستجوهای سال، احساسات مخاطبان را برمی‌انگیزد.
  4. Patagonia: با تمرکز بر پایداری و برنامه Worn Wear، داستانی از مسئولیت زیست‌محیطی روایت می‌کند.
  5. Warby Parker: با حل مشکل گرانی عینک، داستانی از دسترسی‌پذیری و کیفیت می‌سازد.
  6. Nike: با شعار «Just Do It» و کمپین‌های عدالت اجتماعی، مشتریان را به قهرمانان ورزش و تغییر تبدیل می‌کند.
  7. Burt’s Bees: با ویدئوهای «Burtisms»، بنیان‌گذارش را به‌عنوان راهنمایی صمیمی معرفی می‌کند.
  8. دیجی‌کالا: داستانش از ایده ساده دو برادر برای آسان کردن خرید آنلاین شروع شد و با تمرکز بر تجربه مشتری، اعتماد میلیون‌ها نفر را جلب کرد.
  9. زعفران گلیران: با روایت چالش‌های کشاورزی سنتی و تعهد به کیفیت، حس اصالت را منتقل می‌کند.
یک داستان برند و کسب و کار بنویسیم

نکات سئو برای داستان برند

برای اطمینان از دیده شدن داستان برند در گوگل، این نکات را رعایت کنید:

  • کلمات کلیدی: از کلمات کلیدی اصلی («داستان برند»، «برند استوری») و طولانی («چگونه داستان برند بنویسیم»، «مثال داستان برند») با چگالی 1-2٪ استفاده کنید.
  • سرفصل‌ها: از H1، H2، و H3 برای ساختاردهی و بهبود خوانایی استفاده کنید.
  • لینک‌سازی: به صفحات مرتبط در سایت خود لینک دهید و از منابع معتبر خارجی لینک بگیرید.
  • محتوای بصری: تصاویر، ویدئوها، و اینفوگرافیک‌ها با alt text بهینه‌شده اضافه کنید.
  • به‌روزرسانی منظم: داستان را هر 6 ماه بازبینی کنید تا با الگوریتم‌های گوگل هم‌خوانی داشته باشد.
  • طول محتوا: محتوای طولانی (3000+ کلمه) با جزئیات عمیق، شانس رتبه‌بندی بالاتری دارد.

انتشار داستان برند در کانال‌های مختلف

داستان برند خود را در پلتفرم‌های زیر منتشر کنید:

  • وب‌سایت: صفحه «درباره ما» یا «داستان ما» ایجاد کنید.
  • شبکه‌های اجتماعی: از اینستاگرام، لینکدین، و توییتر برای انتشار بخش‌های کوتاه داستان استفاده کنید.
  • ویدئو: ویدئوهای کوتاه در یوتیوب یا آپارات منتشر کنید.
  • ایمیل: داستان را در کمپین‌های ایمیلی با CTAهای جذاب ادغام کنید.
  • رسانه‌های بصری: از تصاویر، گرافیک‌ها، و اینفوگرافیک‌ها برای زنده کردن داستان استفاده کنید.

مثال: Airbnb با ویدئوهای واقعی از میزبانان در اینستاگرام، داستانش را بصری و احساسی کرده است.

نتیجه‌گیری: داستان برند، کلید ارتباط عمیق با مخاطب

داستان برند، قلب هویت شماست. این داستان، ارزش‌ها، مأموریت، و تأثیر شما را به شکلی منتقل می‌کند که مخاطبان را مجذوب و وفادار می‌سازد. با استفاده از چارچوب‌هایی مثل StoryBrand 7، ساختار سه‌پرده‌ای، یا دایره طلایی، و تمرکز بر صداقت، احساسات، و نیازهای مشتری، می‌توانید داستانی بنویسید که نه‌تنها در ذهن‌ها بماند، بلکه در نتایج جستجوی گوگل نیز بدرخشد.

از امروز شروع کنید: قهرمان داستان‌تان (مشتری) را بشناسید، ارزش‌هایتان را برجسته کنید، و داستانی بنویسید که الهام‌بخش باشد. چه یک استارتاپ کوچک باشید و چه یک برند بزرگ، داستان شما می‌تواند مانند بیلبو بگینز، سفری حماسی را آغاز کند.

دعوت به اقدام: داستان برند خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید یا برای مشاوره رایگان برندسازی، با ما تماس بگیرید!

سه داستان برند بین‌المللی جذاب و واقعی

داستان‌های برند، مثل قصه‌های حماسی، می‌تونن قلب و ذهن مخاطبان رو تسخیر کنن. در این بخش، من، با الهام از اصول داستان‌سرایی و تجربه‌های واقعی، داستان سه برند بین‌المللی معروف—اپل، نایک، و پاتاگونیا—رو برای شما تعریف می‌کنم. این داستان‌ها نه‌تنها الهام‌بخش‌اند، بلکه نشون می‌دن چطور یک روایت قدرتمند می‌تونه یک برند رو به اوج برسونه. آماده‌اید که وارد این ماجراها بشید؟

1. اپل: فکر متفاوت، جهانی متفاوت

همه‌چیز از یک گاراژ ساده در کالیفرنیا شروع شد، جایی که من و استیو وزنیاک رویایی داشتیم: تکنولوژی رو به دست همه برسونیم، نه فقط شرکت‌های بزرگ. در دهه 1970، کامپیوترها غول‌های عظیم‌الجثه‌ای بودن که فقط توی آزمایشگاه‌ها پیدا می‌شدند. اما ما یه مشکل دیدیم: چرا آدمای معمولی نمی‌تونن از این قدرت استفاده کنن؟ این چالش، قلب داستان ماست.

ما باور داشتیم که خلاقیت و نوآوری می‌تونه دنیا رو تغییر بده. ارزش اصلی‌مون ساده بود: «فکر متفاوت» (Think Different). ما نمی‌خواستیم فقط کامپیوتر بسازیم؛ می‌خواستیم ابزاری بسازیم که به آدما کمک کنه رویاهاشون رو به واقعیت تبدیل کنن. از Apple I تا مکینتاش، راه آسونی نبود. شکست خوردیم، اخراج شدم، اما برگشتم—چون پشتکار داشتم. مثل همون چیزی که آنجلا داک‌ورث تو Grit می‌گه، اشتیاق و استقامت من رو به جلو برد.

مشتری‌های ما—شما—قهرمان‌های این داستان‌اید. شما هنرمندها، نویسنده‌ها، و رویاپردازانی هستید که می‌خواهید دنیا رو تغییر بدید. ما راهنمای شما شدیم با محصولاتی مثل آی‌فون و آی‌پد که خلاقیت‌تون رو آزاد می‌کنن. برنامه‌مون ساده‌ست: یه دستگاه بخرید، باهاش کار کنید، و خلق کنید. اگر این کار رو نکنید، شاید توی دنیایی گیر کنید که فقط دنباله‌رو دیگرانه.

امروز، اپل فقط یه شرکت تکنولوژی نیست—یه جنبشه. ما به شما دعوت می‌کنیم که به ما بپیوندید، متفاوت فکر کنید، و داستان خودتون رو بسازید. آماده‌اید؟

2. نایک: فقط انجامش بده

داستان ما از یه ایده ساده تو دهه 1960 شروع شد: چرا ورزشکارها نباید کفش‌هایی داشته باشن که واقعاً بهشون کمک کنه بهتر بدوند؟ اون موقع، کفش‌های ورزشی معمولی بودن و به پای آدما آسیب می‌زدند. من که خودم دونده بودم، این درد رو حس کرده بودم. این چالش، جرقه داستان نایک بود.

ارزش ما اینه: هر کسی می‌تونه قهرمان باشه—چه دونده المپیک، چه کسی که تازه شروع به دویدن کرده. شعارمون، «فقط انجامش بده» (Just Do It)، از یه لحظه الهام‌بخش اومد: وقتی دیدم ورزشکارها با وجود ترس و تردید، به خودشون جرئت می‌دن که ادامه بدن. این همون پشتکاره که آنجلا داک‌ورث تو Grit ازش حرف می‌زنه—اشتیاق به هدف و استقامت در برابر سختی‌ها.

شما، ورزشکارها، رویاپردازها، و کسایی که می‌خواهید به خودتون ثابت کنید که می‌تونید، قهرمان‌های داستان مایید. نایک راهنمای شماست با کفش‌ها، لباس‌ها، و کمپین‌هایی که بهتون انگیزه می‌دن. برنامه ما اینه: یه جفت کفش نایک بپوشید، به زمین ورزش برید، و بهترین خودتون باشید. اگه این کار رو نکنید، شاید هیچ‌وقت نفهمید که واقعاً چقدر می‌تونید قوی باشید.

از کمپین «برابری» که برای عدالت اجتماعی جنگیدیم تا حمایت از ورزشکارهای جوون، نایک همیشه کنار شماست. دعوت ما اینه: بلند شید، حرکت کنید، و فقط انجامش بدید!

3. پاتاگونیا: ناجی سیاره، یک لباس در هر بار

داستان ما از عشق من به کوهنوردی شروع شد. تو دهه 1950، وقتی توی کوه‌های یوسمیتی صخره‌نوردی می‌کردم، دیدم ابزارهای فلزی ما به طبیعت آسیب می‌زنن. این چالش منو به فکر انداخت: چطور می‌تونم تجهیزات و لباس‌هایی بسازم که هم باکیفیت باشن، هم به سیاره‌مون آسیب نرسونن؟

ارزش اصلی ما پایداری محیط‌زیسته. ما باور داریم که کسب‌وکار می‌تونه نیروی خوبی باشه—نه فقط برای سود، بلکه برای نجات زمین. این همون پشتکاره که آنجلا داک‌ورث تو Grit ازش حرف می‌زنه: اشتیاق به یه هدف بزرگتر و ادامه دادن حتی وقتی راه سخته. ما شکست خوردیم، یاد گرفتیم، و با نوآوری‌هایی مثل برنامه Worn Wear—که لباس‌های دست‌دوم رو بازیافت می‌کنه—به مسیرمون ادامه دادیم.

شما، ماجراجوها و دوست‌داران طبیعت، قهرمان‌های داستان مایید. پاتاگونیا راهنمای شماست با محصولاتی که هم مقاوم‌اند، هم پایدار. برنامه ما ساده‌ست: لباس‌های ما رو بخرید، ازشون استفاده کنید، و وقتی کهنه شدن، به Worn Wear برگردونیدشون. اگه این کار رو نکنید، شاید زمین‌مون فرصتی برای نفس کشیدن نداشته باشه.

امروز، پاتاگونیا فقط یه برند پوشاک نیست—یه تعهد به آینده سیاره‌ست. دعوت ما اینه: به ما بپیوندید، طبیعت رو حفظ کنید، و داستان خودتون رو با ما بنویسید.

  • هنوز نظری ندارید.
  • یک نظر اضافه کنید