اتوپایلوت یک سیستم متصل برای شناخت، تحلیل، بازاریابی، فروش، ارتباط و رشد کسبوکار است؛ سیستمی که اطلاعات را از حالت پراکنده خارج میکند و آنها را به شناخت، تصمیم و اقدام تبدیل میکند.
اطلاعات کسبوکار، محصول، مشتری و عملکرد را کنار هم قرار دهید تا مسیر مؤثرتر رشد مشخص شود.
کسبوکارها معمولاً اطلاعات زیادی در اختیار دارند؛ اما اطلاعات کسبوکار، محصولات، مشتریان، بازاریابی و عملکرد اغلب در مسیرهای جداگانه قرار میگیرند. اتوپایلوت برای متصل کردن این بخشها ساخته شده است.
هر بخش ممکن است کار خودش را انجام دهد، اما تصویر کاملی از اینکه «چه چیزی باید بعداً انجام شود» شکل نمیگیرد.
هدف فقط ذخیره اطلاعات نیست. هدف این است که اطلاعات در کنار هم قرار بگیرند تا شناخت دقیقتر، تحلیل بهتر و اقدام هدفمندتر شکل بگیرد.
اتوپایلوت تلاش میکند فاصله میان «داشتن اطلاعات» و «دانستن اینکه چه باید کرد» را کوتاه کند.
برای تصمیم بهتر، باید تصویر کاملتری از کسبوکار، محصول، مشتری، بازار، متخصصان و عملکرد داشته باشیم.
هویت، داستان، جایگاه، بازار، مزیت رقابتی، نقاط قوت، ضعف و فرصتهای رشد.
ارزش محصول، مخاطب مناسب، نیاز مشتری، موانع خرید و مسیر بهتر معرفی و فروش.
مخاطبان هدف، نیازها، دغدغهها، اعتراضها و عواملی که بر تصمیم خرید اثر میگذارند.
موقعیت کسبوکار، رقابت، فرصتها، چالشها و مسیرهای بالقوه برای رشد.
توانمندیها و امکان ایجاد ارتباط میان کسبوکارها، متخصصان و فرصتهای همکاری.
بازدید، ورودی، کلیک، سرنخ، کانالها و کمپینها برای فهمیدن اینکه چه چیزی بهتر کار میکند.
کسبوکار، محصول و متخصص سه موجودیت اصلی شبکهاند؛ ارزش واقعی زمانی شکل میگیرد که این بخشها با بازار، مشتری، فرصت و عملکرد ارتباط پیدا کنند.
شناخت، تحلیل، بازاریابی و مسیر رشد برای هر کسبوکار.
شناخت جایگاه، مخاطب، ارزش و فرصتهای بازاریابی و فروش محصول.
شناخت توانمندیها و ایجاد فرصت برای ارتباط و همکاری.
نمایش اطلاعات بخشی از ماجراست. تفاوت اتوپایلوت در این است که اطلاعات را وارد یک چرخه شناخت، تحلیل، اقدام و یادگیری میکند.
قبل از انتخاب مسیر، باید بدانیم چه کسی را میخواهیم جذب کنیم، چه نیازی دارد، چه پیامی برای او مناسب است و کدام کانال میتواند نقش مؤثرتری داشته باشد.
برای جذب تقاضایی که از قبل وجود دارد.
برای رسیدن سریعتر به مخاطب آماده تصمیم.
برای ایجاد توجه و شکل دادن تقاضا.
برای آموزش، توضیح ارزش و اعتمادسازی.
برای برگرداندن افرادی که هنوز تصمیم نگرفتهاند.
برای تبدیل و حفظ ارتباط با مشتری.
هر اقدام نتیجهای دارد. نتیجه باید دیده شود، تحلیل شود و در تصمیم بعدی اثر بگذارد؛ این همان چرخهای است که سیستم را از یک ابزار ثابت به یک سیستم رشد تبدیل میکند.
چه چیزی اتفاق افتاد؟ از کجا مخاطب آمد؟ چه مسیری بهتر عمل کرد؟ کجا کلیک، تعامل یا سرنخ بیشتری شکل گرفت؟
نتایج به بینش تبدیل میشوند تا مسیرهای مؤثرتر، نقاط ضعف و فرصتهای جدید مشخص شوند و اقدام بعدی هدفمندتر باشد.
کسبوکار، محصول، مشتری، بازار، متخصص، بازاریابی، فرصت و عملکرد؛ وقتی این اجزا به هم متصل شوند، تصمیمها از حالت پراکنده خارج میشوند و یک چرخه واقعی برای رشد شکل میگیرد.