رشد زمانی قابل تکرار میشود که شناخت، تصمیم، اقدام، اندازهگیری و یادگیری به هم متصل باشند. اتوپایلوت این حلقه را به یک سیستم پیوسته تبدیل میکند؛ نه مجموعهای از خدمات جدا از هم.
ممکن است هر بخش بهتنهایی ارزشمند باشد؛ اما مزیت اصلی زمانی ایجاد میشود که خروجی هر بخش، ورودی بخش بعدی شود و نتیجه اقدامات دوباره به سیستم برگردد.
شناخت کسبوکار به تحلیل کمک میکند؛ تحلیل به تصمیم؛ تصمیم به اقدام؛ و نتیجه اقدام به یادگیری.
اطلاعاتی که در سیستم ساخته میشود میتواند در بخشهای مختلف Intelligence و تصمیمگیری دوباره مورد استفاده قرار گیرد.
عملکرد واقعی بازار فقط گزارش پایان کار نیست؛ اطلاعاتی است که میتواند کیفیت تصمیمهای بعدی را بهتر کند.
رشد در اتوپایلوت یک چرخه است. هر دور اجرا شناخت بیشتری تولید میکند و شناخت بیشتر، دور بعدی را دقیقتر میکند.
فعالیتها میتوانند جدا از هم اجرا شوند؛ دادهها پراکنده بمانند و هر تصمیم بدون استفاده کامل از تجربه قبلی گرفته شود.
هر بخش به بخش دیگر متصل است و عملکرد واقعی میتواند روی تصمیمهای بعدی اثر بگذارد.
اگر ابزارها فقط کنار هم باشند، مجموعهای از قابلیتها داریم. سیستم زمانی شکل میگیرد که بین آنها جریان اطلاعات، منطق تصمیم و چرخه بازخورد وجود داشته باشد.
هر فعالیت میتواند هدف خودش را داشته باشد، اما ارتباط میان خروجیها محدود است.
هر خروجی بخشی از یک جریان بزرگتر است و نتیجه واقعی میتواند برای تصمیم بعدی استفاده شود.
یکی از پایههای سیستم این است که اطلاعات مهم کسبوکار، محصول و متخصص دوباره و دوباره از صفر ساخته نشوند. این اطلاعات میتوانند زمینه مشترک Intelligence و اقدام باشند.
عملکرد، شناخت و Intelligence در یک زمینه مشترک قرار میگیرند تا اقدام بعدی با اطلاعات بیشتری انجام شود.
هدف اتوپایلوت تولید فعالیت بیشتر نیست؛ هدف این است که فعالیتها با شناخت و شواهد بیشتری انتخاب شوند و نتیجه آنها دوباره به سیستم برگردد.
یک اقدام خوب در خلأ تعریف نمیشود. وضعیت کسبوکار، بازار، مخاطب و عملکرد قبلی روی معنای آن اثر میگذارد.
بعد از اجرا، سیستم دوباره به داده نگاه میکند تا مشخص شود چه چیزی باید حفظ، اصلاح، تقویت یا متوقف شود.
اتوپایلوت تلاش میکند شناخت، Intelligence، بازاریابی، توزیع، عملکرد و یادگیری را در یک چرخه واحد قرار دهد؛ چرخهای که با هر دور، اطلاعات بیشتری برای تصمیم بعدی دارد.
شروع با اتوپایلوت